تبلیغات
معرفی جنگ افزارهای موجود در ایران و آموزش نظامی - آدولف گالاند، پرواز تا مرز مرگ و زندگی
معرفی جنگ افزارهای موجود در ایران و آموزش نظامی

آدولف گالاند، پرواز تا مرز مرگ و زندگی

سه شنبه 10 اسفند 1389

زندگی نامه فرمانده واحد شکاری نیروی هوایی آلمان نازی، آدولف گالاند

آدولف گالاند در شهر وسترهولت در ایالت وستفالی در آلمان از یک خانواده اصالتا فرانسوی زاده شد. پدر او دارای چهار فرزند بود که آدولف فرزند دوم خانواده محسوب میشد. دو برادر دیگر او نیز به نیروی هوائی آلمان نازی پیوستند و هردو آنها در عملیات جنگی کشته شدند. پاول گالاند برادر آدولف در 31 اکتبر 1942 و در حالی که 17 پیروزی در کارنامه خود داشت توسط یک اسپیت فایر انگلیسی سرنگون شد. برادر دیگر وی به نام ویلهلم فردیناند گالاند در 17 آگوست 1943 بر فراز کشور هلند و در حالی که 54 پیروزی کسب کرده بود، ساقط شد.


 آدولف گالاند در سال 1933 به نیروی هوائی آلمان نازی پیوست و بر اساس خاطرات خود برای آموزش فن خلبانی به ایتالیا اعزام شد. او در خاطرات خود میگوید وقتی به ایتالیا اعزام شدیم ایتالیائیها با ما مانند افراد مبتدی رفتار میکردند اما در یکی از روزها یک خلبان ایتالیائی با پروازی معادل 45 دقیقه بر پشت یک رکورد جالب از خود به جا گذاشت. سه روز بعد وقتی مربی پرواز به گالاند گفته بود که پرواز نماید او برای مدت نیم ساعت بر پشت پرواز نمود و ایتالیائی ها که ترسیده بودند رکورد آنان توسط یک خلبان نوآموز آلمانی شکسته شود ترسیدند و به او امر کردند تا فرود آید و او نیز اطاعت نمود. گالاند میگوید از آن روز به بعد رفتار ایتالیائی ها با ما تغییر نمود و ما را به چشم افراد مبتدی نگاه نمیکردند.

او پس از بازگشت به آلمان دچار یک سانحه هوائی شد و بینائی چشم چپ خود را از دست داد و این مسئله به جلوگیری از پرواز او منجر شد اما گالاند توانست با حفظ کردن تمام علامتهای تابلوی چشم پزشکی، در معاینات چشم پزشکی تیم معاینه کننده را دچار اشتباه نموده و اجازه پرواز را کسب نماید. مدتی بعد گالاند برای شرکت در جنگ داخلی اسپانیا به آن کشور اعزام شد و در این جنگها نقشی بسیار موثر داشته است. او میگوید در یکی از این جنگها او و افراد تحت امرش با ترکیب روغن موتور سوخته و بنزین و یک چاشنی انفجاری بمب ناپالم ساخته بودند که بر فراز شهرهای اسپانیا و مواضع جمهوری خواهان استفاده نموده بودند (این بمب بعدها در سطحی وسیع در جنگ مورد استفاده قرار گرفت و گالاند که خود یکی از افراد سازنده این بمب بود بعدها شاهد بمب باران وسیع شهرهای آلمان توسط متفقین گردید که شهرهای هامبورگ، کولونی، درسدن و... از جمله این شهرها میباشند).

گالاند در خصوص شرکت سربازان آلمانی در جنگ داخلی اسپانیا به خاطره جالبی اشاره می کند که نشان دهنده حس وظیفه شناسی و انضباط آهنین آلمانیهاست:«در همان اوقات که بیلبائو مفتوح شد واقعه ای اتفاق افتاد که نشان می دهد ممکن است که در منظمترین سازمانهای نظامی دنیا هم که نیروی آلمان یکی از آنها بود، فراموشی و غفلت، سبب بروز حوادث ناگوار شود.
یک روز لازم شد که یک گروهان از آتشبار های ضد هوایی را بالای کوهی موسوم به کوه «گردوس» نصب نمایند تا اینکه بتوانند از آنجا جلوی پرواز هواپیماهایی را که از ارتفاعات زیاد عبور می کنند بگیرند.
وقتی سربازان آلمانی بالای کوه گردوس رسیدند، چشم آنها به دو مرد ریشو و ژنده پوش افتاد که هر دو موهای بلند طلایی و ریش حنایی داشتند. سربازان ما از مشاهده آن دو نفر حیرت کردند و تصور نمودند که شاید آن دو نفر انسان وحشی می باشند ولی با شگفتی متوجه شدند که آنها به زبان آلمانی صحبت می نمایند.
آن دو مرد ریشو در کوه کلبه ای برای خود ساخته، مقداری از درختهای خشک را قطع نموده و کنار آن کلبه، انباری از هیزم به وجود آورده بودند. سربازان ما از آنها پرسیدند: شما که هستید و اینجا چه می کنید؟
آنها جواب دادند که سرباز لژیون کوندور می باشند و هفت ماه قبل به آنها ماموریت داده شد که بالای کوه گردوس دیده بانی کنند و گفتند که مدت دیده بانی آنها بیست و چهار ساعت است و می باید پس از یک شبانه روز دو نفر دیگر بیایند و جای آنها را بگیرند و آنها برای استراحت از کوه پایین بروند. ولی هفت ماه است که کسی سراغ آنها را نگرفته و آنان برای اینکه حساب ایام را از دست ندهند هر روز یک خط به دیوار کلبه خود می کشیدند و در آن هفت ماه با شکار بز کوهی که در آن کوه فراوان است و نوشیدن آب چشمه های کوهسار زندگی می کردند.
وقتی سربازان ما وارد کلبه آن دو نفر شدند دیدند که مقداری زیاد آتش را زیر خاکستر پنهان کرده اند و می گفتند کبریت آنها در همان دو سه روز اول تمام شد و برای اینکه آتش داشته باشند و بتوانند در شبهای سرد ان کوه خود را گرم کنند و گوشت شکار را کباب نمایند آتش را زیر خاکستر پنهان و ذخیره می کردند.
سربازان ما خواستند که آنها را از کوه فرود آوردن؛د ولی نیروی انضباط در آنها به قدری بود که بعد از آن همه مشکلات و محرومیتها گفتند: چون کسی نیست که به جای ما در این جا نگهبانی کند، ما صبر می کنیم که دو نگهبان برای دیده بانی بفرستند و بعد ما پایین خواهیم رفت.
سربازان ما بی درنگ این خبر را به اطلاع لژیون کوندور رسانیدند و معلوم شد که هفت ماه قبل وقتی آن دو نفر را برای نگهبانی به کوه فرستادند، واحدی که آن دو نفر جزء آن بودند منتقل به قسمتی دیگر شد و فرمانده مستقیم آن دو نفر به قتل رسید.
پس از اینکه فرمانده مستقیم آنها کشته شد کسی آن دو نفر را به خاطر نیاورد و متوجه نشدند که باید آنها را عوض کنند. بعد از مدتی که خواستند سان ببینند، دیدند دو نفر کم است و آن دو نفر را جزو کشتگان یا اسرای جنگ به حساب آوردند و در نتیجه به طور مطلق فراموش شدند.
اسپانیایی ها از انضباط آن دو سرباز آلمانی حیرت کردند و بعد از این که از کوه فرود آمدند و شست و شو و اصلاح نمودند به آنها لباس داده شد و مرخص شدند که به آلمان بروند.»
گالاند پس از بازگشت از اسپانیا فرماندهی یک اسکادران هوائی را دریافت نمود و در جریان حمله به لهستان رایشتوفن مشهورترین خلبان آلمانی در آن زمان به او و اسکادران تحت امرش دستورداد در ظرف سه روز نیروی هوائی ارتش لهستان را با حمله به فرودگاه های آن کشور از بین ببرد اما گالاند و اسکادران تحت امرش موفق شدند در مدت دو روز این مهم را به انجام برسانند. او پس از جنگ لهستان به درجه سروانی نائل شد و صلیب آهن درجه دو را دریافت نمود. او در جبهه غرب نیز بسیار فعال بود و به قول خودش به غیر از روز اول که صرف کاغذ بازی شد، از روز دوم در جبهه جنگ فعالیت نمود و با خلبانان کشورهای بلژیک و فرانسه و انگلستان درگیر شد و در پایان نبرد فرانسه او موفق شد 14 هواپیمای دشمن را ساقط نماید و سومین خلبانی بود که موفق به دریافت صلیب شوالیه شد.
 هرمان گورینگدر 22 آگوست به فرماندهی اسکادران JG26 رسید و در جولای 1940 او به درجه سرگردی ارتقا یافت. در 25 سپتامبر او به دلیل موفقیت در کشتن 40 خلبان دشمن به لقب ریتر کروز نائل شد. در پایان سال 1940 گالاند به درجه سرگردی رسید. در جریان نبرد بریتانیا و در یک مذاکره، مارشال گورینگ از فرماندهان هوائی خود پرسید برای پیروزی در نبرد بریتانیا به چه چیزی نیاز دارید؟ گالاند در پاسخ به گفته بود ما احتیاج به هواپیماهای اسپیت فایر انگلیسی داریم. این پاسخ گالاند بصورت تلویحی اعتراف به برتری هواپیماهای انگلیسی نسبت به هواپیماهای آلمانی بوده است. گورینگ با شنیدن این پاسخ از فرط عصبانیت لال شده بود و هیچ نگفت.
 گالاند در خاطرات خویش به این مسئله اعتراف میکند که حمله هوائی به انگلستان دارای معایب بسیاری بوده است. فی المثل او میگوید هواپیماهای آلمانی پس از پرواز از فرودگاه های خویش و رسیدن به لندن فقط برای 20 دقیقه میتوانستند اقدام به عملیات نمایند و پس از این مدت میبایست برمیگشتند. از دیگر سو این حملات محدود به جنوب انگلستان بود و برد هواپیماهای انگلیسی به مرکز و شمال آن کشور نمیرسید. او همچنین میگوید خلبانان انگلیسی در صورت هدف قرار گرفتن با چتر نجات فرود می آمدند و روز دیگر مجددا به عملیات می پرداختند اما خلبانان آلمانی در صورت سقوط و فرود با چتر نجات به اسارت در می آمدند و آلمان هر روز تعدادی خلبان را از دست می داد.
 گالاند همچنین می گوید وقتی هواپیماهای شکاری آلمان از محافظت از بمب افکن های آلمانی ناتوان شدند گورینگ دستور داد بر روی هواپیماهای شکاری بمب نصب نمایند تا لندن با تعداد بمب های بیشتری هدف قرار گیرد و وقتی با اعتراض خلبانان شکاری مانند گالاند روبرو شد در پاسخ گفت: اسبی که نتواند در مسابقه برنده شود باید بار حمل کند. گالاند در کتاب خاطرات خود میگوید این بمب ها هواپیماهای شکاری را بسیار سنگین می کرد و قابلیت تحرک آن را کم و مانور و سرعت آن را تقلیل می داد. گالاند یکی از دلایل عدم موفقیت آلمان در به زانو در آوردن انگلستان را عدم صلاحیت فرماندهی (به خصوص شخص گورینگ) می داند.

آدولف گالاند در جمع همقطاران در 15 آوریل 1941 گالاند تصمیم گرفت قبل از عزیمت به جشن تولد ژنرال تئو اوستر کمپ یک هدیه به وی دهد بنابراین راه خود را کج کرد و به سواحل فرانسه در دریای مانش رفت و در آنجا چهار هواپیمای اسپیت فایر انگلیسی را یافت و موفق به سرنگون نمودن سه هواپیمای انگلیسی شد که خلبان یکی از هواپیماها اسیر و دو خلبان دیگر مجروح شدند. هر دو هواپیما یافته شد و مورد بازرسی و تحقیق فنی قرار گرفت. در صبح 21 ژوئن 1941 گالاند موفق شد یک هواپیمای اسپیت فایر از اسکادران 303 دولت در تبعید لهستان را سرنگون نماید و در بعد از ظهر همان روز توسط اسکادران 145 دولت در تبعید لهستان سقوط نمود و مختصر مجروح شد. در همان شب او به دلیل کشتن هفتادمین خلبان دشمن به عنوان اولین نظامی آلمانی موفق به دریافت شمشیر ریتر کروز گردید.
 در 2 جولای 1941 گالاند یک هواپیمای جدید دریافت نمود که پشت صندلی آن با یک ورق فولادی زره پوش شده بود. در همان روز او توسط یک هواپیمای اسپیت فایر انگلیسی (احتمالا از اسکادران 308 دولت در تبعید لهستان) مورد هدف قرار گرفت اما این ورق فولادی از اصابت گلوله به وی ممانعت نمود و او بطرزی شگفت انگیز نجات یافت اما مجروح شد و برای دو روز در بیمارستان بستری شد. در نوامبر 1941 گورینگ پیشنهاد نمود که گالاند به دلیل 94 مین پیروزی خود به فرماندهی واحد شکاری نیروی هوائی آلمان برگزیده شود. هیتلر با این پیشنهاد موافقت نمود و یک درجه جدید به نام ژنرال شکاری ابداع نمود و به گالاند اعطا نمود که قبل از آن کسی مفتخر به دریافت این درجه نشده بود و بعدها هم هرگز به کسی اعطا نشد و این درجه صرفا برای گالاند طراحی شده بود.
 در 23 ماه می 1943 گالاند نمونه اولیه از اولین هواپیمای جت جنگنده جهان به نام مسر اشمیت 262 را آزمایش نمود و با آن پرواز کرد.

یک فروند هواپیمای مسراشمیت 109

هواپیمای جت مسراشمیت 262

 او همچنین از حملات هوائی انگلستان و آمریکا به شهرهای آلمان به تلخی یاد میکند اما در خصوص عملکرد مشابه خود و دیگر خلبانان آلمانی سکوت نموده است. در سال 1941 داگلاس بادر خلبان مشهور انگلیسی که هر دو پایش قطع شده بود و از دو پای چوبی استفاده میکرد به اسارت گالاند افتاد و گالاند با او مانند قهرمانان رفتار کرد و از او تجلیل نمود.
در تمام مدت سال 1943 گالاند به دفاع از آسمان رایش موظف گردید اما او اذعان میکند که به دلیل عدم تولید هواپیماهای شکاری به میزان لازم، امکان تحقق این هدف (دفاع از آلمان) ممکن نشد و هر روز شهرهای بیشتری ویران شدند. او در کتاب خود میگوید چون انگلیسی ها می خواستند تلفات کمتری بدهند در شب حمله میکردند و آمریکائی ها چون قصد داشتند دقیق تر بمب باران نمایند در روز این کار را میکردند در نتیجه ملت و خلبانان آلمانی شب و روز آسایش نداشتند و تعدادی از آنان زیر فشار تحمل ناپذیر خستگی و فرسودگی دست به خودکشی زدند. او میگوید وقتی بمب افکن های سنگین و چهار موتوره موسوم به B-17 وارد جنگ شد، آلمان به تلی از ویرانه تبدیل شد. او در کتاب خاطرات خود میگوید این هواپیما دارای 13 مسلسل بود و وقتی یکصد فروند از این هواپیما در یک آرایش نظامی وارد فضای آلمان میشد و هر 13 مسلسل این هواپیماها در یک لحظه شلیک میکردند 1.300 مسلسل با نواخت یک میلیون و ششصد هزار گلوله در دقیقه در شش جهت شلیک میکردند و این مسئله امکان نزدیک شدن هواپیماهای شکاری آلمانی به آنان را غیرممکن میکرد.

یک 
فروند موسکیتوی انگلیسی

 

هواپیماهای بی-17 بر فراز آسمان آلمان
گالاند از بمب باران شهر لوبک که در جریان آن 11 هزار آلمانی کشته و زخمی شد و همچنین بمباران شهر درسن و نیز از بمب باران سدهای ادر و موهر که موجب کشته شدن مردم بی شماری شده بود نیز در کتاب خود یاد کرده است. او در خصوص بمب باران سدهای ادر و موهر میگوید وقتی بمب های انگلیسی سدها را شکافت 220 میلیون متر مکعب آب از سوراخ ایجاد شده به ناگهان جاری شد و وارد جلگه ای شد که در آن دهها قصبه و قریه و صدها مزرعه و 450 کارخانه وجود داشت. هزاران نفر خفه شدند و جریان آب و تولید برق در قسمتی از منطقه صنعتی آلمان متوقف شد.
در 1943 گالاند شروع به بحث در مورد احتیاج نیروی هوایی آلمان به اتخاذ تدابیر دفاعی نمود.آدولف هیتلر و هرمان گورینگ (فرمانده نیروی هوایی) مخالف این امر بودند و پس از یک سری بحث و جدل گالاند در دسامبر 1944 با عنوان ژنرال واحد جنگنده ها اخراج گردید.بعدها مجددا گالاند به خط مقدم برگشت و با پرواز با "مسراشمیت 262" دو هواپیمای متفقین را در 26 آوریل 1945 سرنگون ساخت و به امتیاز سرنگونی 103 رسید و موفق به دریافت نشان صلیب شوالیه با برگ بلوط -شمشیر و الماس گردید.با شکست ارتش آلمان در جبهه های مختلف و با پیشروی نیروهای متفقین، گالاند و نیروهای تحت فرمانش در 14 ماه می 1945 در فرودگاه سالزبورگ به اسارت آمریکاییها درآمدند. او به مدت دو سال زندانی و پس از آزادی مشاور نظامی آرژانتین شد (1947-1955) و بیوگرافی خود را با نام "اولین و آخرین" منتشر نمود (1954). گالاند در 1955 به آلمان برگشت و به عنوان مشاور امور هوا-فضا، مدیر خط هوایی و مدیر تجاری به کار پرداخت. آدولف گالاند در 9 مارس 1996 درگذشت.


How long will it take for my Achilles tendon to heal?
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:35 ب.ظ
I was pretty pleased to discover this page. I wanted to thank you for your
time just for this wonderful read!! I definitely enjoyed every
bit of it and I have you bookmarked to see new stuff in your site.
kyungklauer.weebly.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:43 ب.ظ
Does your site have a contact page? I'm having trouble locating it
but, I'd like to send you an email. I've got some
ideas for your blog you might be interested in hearing.
Either way, great blog and I look forward to seeing it expand over time.
How much does it cost for leg lengthening?
جمعه 13 مرداد 1396 11:09 ب.ظ
I'd like to find out more? I'd want to find out more details.
illegalenigma6043.unblog.fr
جمعه 6 مرداد 1396 07:02 ب.ظ
Its like you read my mind! You seem to know so much about
this, like you wrote the book in it or something.

I think that you could do with some pics to drive
the message home a bit, but other than that, this is great blog.

A great read. I'll definitely be back.
free std testing clinics near me
یکشنبه 4 تیر 1396 09:40 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین اصل آیا واقعا نشستن خوب با من پس از برخی از
زمان. جایی در سراسر پاراگراف شما در واقع قادر به من
مؤمن متاسفانه تنها برای کوتاه در حالی که.
من هنوز مشکل خود را با فراز در مفروضات و شما خواهد
را خوب به کمک پر همه کسانی شکاف.
که شما در واقع که می توانید انجام من می بدون شک تا پایان تحت تاثیر قرار
داد.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:08 ب.ظ
Do you mind if I quote a couple of your articles as long as I provide
credit and sources back to your webpage? My website is
in the very same niche as yours and my users would certainly benefit from a lot of the information you present here.
Please let me know if this ok with you. Appreciate it!
manicure
پنجشنبه 17 فروردین 1396 09:08 ق.ظ
I have to thank you for the efforts you have put in penning this website.
I really hope to check out the same high-grade blog
posts by you later on as well. In truth, your creative writing abilities has encouraged
me to get my own, personal blog now ;)
یاسین
چهارشنبه 31 فروردین 1390 06:22 ب.ظ
سلام آقا احسان
اینو بی تعارف میگم وبلاگت توپه.دمت گرم کلی از مطالبت استفاده کردم و همه رو دیدم.منم مثل تو عشق سلاحم.
وبلاگت رو تو وبلاگم لینک کردم توهم وبلاگمو ببین اگه صلاح دیدی بم لینک بده.
پاسخ احسان رضائی فر : mnamnoon
vali har kari kardam vebloget baz nashod
نژاد برتر
دوشنبه 15 فروردین 1390 12:38 ب.ظ
با سلام
اگر مایل به تبادل لینک هستید اطلاع دهید
پاسخ احسان رضائی فر : dar mored shoma ham hamintoor
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها